مصطفى محقق داماد

54

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

است كه آيا پس از صدور امر ، مكلّف بايد فورا مطلوب يا مأمور به را به انجام برساند و ايجاد كند ، يا در وقت مورد دلخواه و با تعلل هم مىتواند اين كار را صورت بدهد ؟ مشهور نظر اصوليّين معاصر در اين مورد اين است كه امر بر اصل طلب دلالت مىكند ، و اقتضاى بيش از آن را ندارد . چنانچه منظور آمر فوريّت باشد ، بايد قرينه بياورد . د ) آيا امر بر واجب تعبّدى دلالت مىكند يا واجب توصّلى ؟ - ما در مباحث آينده ، در خصوص تقسيمات واجب توضيح خواهيم داد . ولى براى آنكه بحث امر روشن شود ، در اين خصوص مختصرى توضيح داد مىشود : در بعضى موارد غرض شارع و آمر ، تحقّق مطلوب يا وصول به مقصود است . يعنى تأكيد بر نفس انجام تكليف يا مدلول امر مىباشد . مثلا وقتى بدن يا لباس انسان در تماس با نجاست آلوده مىشود ، حكم شارع اين است كه به هر صورت ممكن ، اين نجاست از بين برود . از بين بردن نجاست گاهى با عمد و اراده ، به وسيله شستن يا با استفاده از وسائل ديگر صورت مىگيرد ولى اگر به طريق ديگرى هم ممكن باشد ، كافى است . مثلا اگر كسى كنار دريا خوابيده و دست آلوده به نجاستش بدون اينكه اراده بكند بر اثر تماس با موج دريا پاك شود ، براى تحقّق منظور و مطلوب شارع يعنى رفع نجاست كافى است ؛ اين‌گونه واجب ، توصلى ناميده مىشود . نوع ديگر از واجبات ، تعبّدى است اين نوع واجبات در واقع نوعى عبادت است ؛ و بايد به شكل و شيوهء مقرّر صورت گيرد . يعنى نحوهء انجام واجب هم موضوعيّت دارد . در اين نوع واجب صرف وصول